الفيض الكاشاني

244

ترجمة الحقائق ( فارسى )

است كه از غير حلال مأخوذ « 1 » شود . گفتند : اگر از حلال اخذ شود « 2 » ؟ فرمودند : در غير مصرف صرف شود . گفتند : اگر در مصرف صرف شود ؟ فرمودند « 3 » : اصلاح آن باز مىدارد از ياد خدا « 4 » . و اين آن مرضى است كه صعب است ؛ زيرا كه اصل عبادات و لُبّ و سرّ آن ياد خدا وفكر در عظمت آن است و اين مستدعى دل فارغ است . و صاحب زراعت صبح وشام در فكر نزاع با اكّار و حساب و خيانت آن مىباشد . و با شريكان در آب و حدود زمين [ m . a 57 ] در گفتگو و با اتباعِ پادشاه بر سر خراج در خصومت و با مزدوران در تقصير در عمارت در منازعه مىباشد . و صاحب تجارت هميشه در فكر خيانت شريك و سود را به تنهايى برداشتن و تقصير در عمل و ضايع گردانيدن مال مىباشد . و هم‌چنين صاحب گلّه و ساير اصناف مالها . و دورترين آنها از كثرت شغل نقدى است كه گنج گذاشته شده باشد در زير زمين و صاحب گنج نيز هميشه در آن فكر است « 5 » كه در چه چيز آن را صرف كند و به چه كيفيّت حفظ آن نمايد و مىترسد كه احدى بر آن مطّلع شود و در دفع طمع مردم از آن مىكوشد . و بِأيّ حال وادى افكار مردم دنيا نهايتى ندارد و كسى كه قوت يك روزه يا يك ساله دارد از جميع اين آفتها به سلامت است . و آنچه مذكور شد « 6 » آفاتى بود كه متعلّق به دين است ، و سواى اينها صاحبان مال رنجها مىكشند از ترس و اندوه و غم و غصّه و تعب در دفع حاسدان و حفظ مال و كسب آن ، پس ترياكِ مال - كه بِدان دفع آفات توان نمود - آن است كه به قدر قوت را بردارد و باقى را در خيرات صرف كند ، و آنچه غير اين است زهر كشنده است .

--> ( 1 ) . مأخوذ / a s اخذ . ( 2 ) . a s - گفتند اگر . . . شود . ( 3 ) . s a + كه . ( 4 ) . مجموعة ورّام 2 : 118 . ( 5 ) . است / a s هست . ( 6 ) . شد / s a شده .